اسیر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:27
وقتی پرچم سفید ات را بالا بردی و تسلیم شدیاز غنایم جنگی تنها چشمهایت به من رسیدو اینگونه شد که من به جمع اسرائ پیوستم #نجوا_با_علف_های_هرز_باغچه
دیشب خواب دیدم ...!
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:27
دیشب خواب دیدم درخت بودمآنچنان که دستانممیل به جوانه زدن داشت و ریشه هایم به عمق زمینراه می پیمود و زمین تو بودی تویی که به جهانمان اصالت میبخشیدی #نجوا_با_علف_های_هرز_باغچه
عشق بدیهی بنظر نمیرسید ...
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:27
مختصات آغوش توجایی میان بازوان من قرار داشتافسوس که در این معادلهعشق بدیهی بنظر نمیرسید #نجوا_با_علف_های_هرز_باغچه
کاش...
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:27
کاش می توانستم برای چکاوکی که در گلویم شهید شدآوازی بخوانم
باران حواسش به باغ هست
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:27
بگذار غبار روی دشت ها بنشیند و خورشید هرچه میخواهدآتش بسوزاند باران ...حواسش به باغ هست#نجوا_با_علف_های_هرز_باغچه
جای تو واژه ها لبانم را میبوسند
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:27
جای تو واژه ها مرا میبوسنداما تو تقصیری نداری این روزها شعر لبانم را کبود می کند #علی_صادقی_پری