
اپیزود اول :در جلسه شعر استاد شکارسری بودم. همین هفته ی پیش. جناب وحید سمنانی شعر خواندند. بعضی وقت ها بعضی کلمات جهان آدم را زیر و رو میکند. در جایی از شعر که به زعم من شاه بیت غزل او ست می گوید:بال و پر ما برای پرواز که نیستبال و پر ما برای پر پر زدن است داشتم به این بیت فکر میکردم که یاد سپیدی که سال ها پیش نوشتم افتادمدست برداشتیم از پروازاینچنین شد کهانسان شدیماپیزود دوم : داشتم با هوش مصنوعی درباره اینکه ما چطور به زمین آمدیم صحبت میکردم که گفت :این نظریه که ما از مواد اولیهی کیهان و به ...
ادامه مطلب
آنان که جهان را نمیفهمند،بیشمار اند، آنان که میفهمند، اندک انداما آنکه تو را میفهمد؛ کیمیاست برای کشتن من نقشه لازم نیستاگر ترکم کنی ،بسیار خواهم مرداستفاده از اين مطالب با ذكر منبع مجاز مي باشد.قابل شما را هم ندارد HOME EMAIL PROFILE ArcHive مرداد ۱۴۰۵ دی ۱۴۰۴ آذر ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ اسفند ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ خرداد ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۰ خرداد ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ بهمن ۱۳۹۸ مهر ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۸ خرداد ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ شهر...
ادامه مطلب
از زخم هایتاننور فوران خواهد زداگر از مصائب شریف بودننیش تر خورده باشید_علی صادقی پری برای کشتن من نقشه لازم نیستاگر ترکم کنی ،بسیار خواهم مرداستفاده از اين مطالب با ذكر منبع مجاز مي باشد.قابل شما را هم ندارد HOME EMAIL PROFILE ArcHive مرداد ۱۴۰۵ دی ۱۴۰۴ آذر ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ اسفند ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ خرداد ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۰ خرداد ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ بهمن ۱۳۹۸ مهر ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۸ خرداد ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ ...
ادامه مطلب
گمان مبر به خزان رسیده بخت درختدوام ما به بهار میرسد به یقین برای کشتن من نقشه لازم نیستاگر ترکم کنی ،بسیار خواهم مرداستفاده از اين مطالب با ذكر منبع مجاز مي باشد.قابل شما را هم ندارد HOME EMAIL PROFILE ArcHive مرداد ۱۴۰۵ دی ۱۴۰۴ آذر ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ اسفند ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ خرداد ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۲ مهر ۱۴۰۲ تیر ۱۴۰۰ خرداد ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ بهمن ۱۳۹۸ مهر ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۸ خرداد ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ شهریور...
ادامه مطلب
. دیروز تو آمدی من نبودم امروز من آمدم تو نیستی این است پایان قصه حزین ما ... _علی صادقی پری ....
ادامه مطلب
. . . دست برداشتیم از پرواز اینچنین شد که انسان شدیم -علی صادقی پری . . پی نوشت : بعد مدت ها دلتنگ اینجا شدم....
ادامه مطلب
خاطرم هستپرسیدی شعر چیستمیخواستم بگویم شعر توییو چشمانتو لبان پر و پیمانه اتاصلا این روح توست که معجزه اش،می شود شعرررتو ضمیر پنهان حیات واژگانیامااینها را نگفتمساکت ماندمو همین شد که آوازم را نشنیدی_علی صادقی پریبی ربط نوشت :میگه آقا روزگار بدی شده. دیگه هیشکی به فکر هیشکی نیس. دردشم از اینجا شروع میشه که هیشکی به فکر خودش نیست که بخواد به فکر یکی دیگه باشه. وضعیت خر تو الاغیه اصنمیگم خودت به فکر خودت هستی مگه ؟!نگاه میکنه سیگارشو درمیاره روشن میکنه میره بخوانید...
ادامه مطلب
به انسان بودنت فکر کردی؟انسان یا سَرو ؟!کدامشان ریشه دارتر اندو ریشه های کدام یک عمیق ترکدام سبز ترامن ترآرام ترو در طوفان کدام جنگنده ترطبیعت کدام را میستاید؟و که را سرزنش می کند؟!اصلا سرو را رها کنبه خودت و کرگردن فکر کنعلی صادقی پریاز مجموعه نجوا با علف های هرز باغچه بخوانید...
ادامه مطلب
دلم برایت تنگ می شودوقتی قرار است،روزی مرگبه مامن ما بیایدبه دست های منبه موهای بلند توو خانه ی کوچکمان علی صادقی پری ...
ادامه مطلب
خرمن گیسوی دلبر: دلتنگم غبار روی خرمالو های باغ پیر بابا : منم دلتنگ روزای بی دغدغه اماما خب دلبر جان رسم آدمیزاد همینه؛همیشه ترجیحش با لحظه ستهر لحظه رو به لحظه ی قبل ترجیح میده و در نهایت سر برمیگر...
ادامه مطلب
خرمن گیسوی دلبر:من بغل میخوام غبار روی خرمالو های باغ پیر بابا :منم میخوام ... در واقع تقصیر مادرامونه ... خرمن گیسوی دلبر:مامانمون ؟! غبار روی خرمالو های باغ پیر بابا :انقدر که مادراشون گفتن این بچه رو زمین بذار انقدر تو بغلت نگیر ... بغلی میشه بچه ... گناه داره ...، اما کو گوش شنوا ... گوش نکردن که نکردن!! ...
ادامه مطلب
حرف تو که به میان می آمد واژه های نجیبی در دهانم قد میکشید و اینگونه بود که شعر همچون مادیانی مست بر سینه ام میتاخت...
ادامه مطلب
غبار روی خرمالو های باغ پیربابا: ما زخم های عمیقی بهم زدیم که شاید بیش از اینها برای درمانش باید تلاش کردخرمن گیسوی دلبر: اما خوب میشه ! مگه نه ؟!غبار روی خرمالو های باغ پیربابا: خوب میشه، ممکنه ردش هم باقی بمونه اما مهم نیستما رد زخم های زیادی روی دلمون داریم...اصلا ادمیزاده یعنی قاب زخم های کهنه روی دیوار زندگیهیچ چیز غیر از این نیستLet's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
چشمانت را نبندقبل از خوابماه را ببین،چطور در شب می خزدنگاهش کن،مهتاب اش را به آغوش بگیرو هر شببه این سنت مومن باشاین گونه ای ست از توکه انسان می نامند اشعلی صادقی پری...
ادامه مطلب
ما برای کشف خورشید پرواز می کردیمو تو با نگاهتروح مهاجرت را از تنم بیرون کشیدیو من کنار همین دانه هایی کهبرایم پاشیدیجلد آغوشت شدمهمین دوستت دارم های کههر روز صبح از پنجره ی قلب ت ...همین نوازش دس...
ادامه مطلب
تو را دوست دارمو می خواهم این راز رابرای تو فاش کنماما مگر می شودجنگل را اهلی خود کرد!؟ علی صادقی پر ی...
ادامه مطلب
و داستان این رنج از آنجا آغاز شد کهعَشَقه ای وحشی در مجاورت گلی خاراسر از خاک بیرون نهادعلی صادقی پریپ.ن :عشقه گیاهی است پیچنده، بالارونده، با برگ های کوچک، سبز و قلبی شکل که در صورت نزدیک بودن به درخت، دیوار، داربست یا صخره از آن بالا می رود؛ در غیر این صورت روی زمین می خزد و به عنوان گیاه پوششی عمل می کند....
ادامه مطلب
و تن ات وطنم بودو من سرباز شهیدی کهدوستت دارم هایش رازیر فانوسقه اش پنهان کردهو این قصه غم انگیز می تواندتا ابد در دهانت کش بیایدعلی صادقی پریپ.ن :شهر، شهر فرنگ بود. ما بیهوده دست و پا میزدیم...
ادامه مطلب
گاهی با علف های هرز باغچه ی خانه ات خلوت کن چرا که قاصدکها ،نامدارترین علفهای هرز جهان اند "نجوا با علفهای هرز باغچه"پ.ن1 :خَلقیت امید در وجود انسان، نشات گر...
ادامه مطلب
کوچه ها یاد تو را ...برگ ها شعر مرا...و در این فصل ،در اين جلوه اندوه زمينو در اين لحظه یِ بدخيم ،در اين شعله یِ عصيانِ نيازمن تو را ، ياد تو را مي خوانم ــ شعراي سر آغاز همه خوبي هاسخت دلتنگ تو املحظه اي ... نه...، زياد است،دمي با من باش علی صادقی پریپ.ن : ...
ادامه مطلب