شب بخیر آقای نویسنده

متن مرتبط با «نگاه تو» در سایت شب بخیر آقای نویسنده نوشته شده است

شعر تویی

  • نیلوبلاگ

    خاطرم هستپرسیدی شعر چیستمیخواستم بگویم شعر توییو چشمانتو لبان پر و پیمانه اتاصلا این روح توست که معجزه اش،می شود شعرررتو ضمیر پنهان حیات واژگانیامااینها را نگفتمساکت ماندمو همین شد که آوازم را نشنیدی_علی صادقی پریبی ربط نوشت :میگه آقا روزگار بدی شده. دیگه هیشکی به فکر هیشکی نیس. دردشم از اینجا شروع میشه که هیشکی به فکر خودش نیست که بخواد به فکر یکی دیگه باشه. وضعیت خر تو الاغیه اصنمیگم خودت به فکر خودت هستی مگه ؟!نگاه میکنه سیگارشو درمیاره روشن میکنه میره  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حرف تو

  • نیلوبلاگ

    حرف تو که به میان می آمد واژه های نجیبی در دهانم قد میکشید و اینگونه بود که شعر همچون مادیانی مست بر سینه ام میتاخت...

    ادامه مطلب
  • تو را دوست دارم

  • نیلوبلاگ

    xa0تو را دوست دارمو می خواهم این راز رابرای تو فاش کنماما مگر می شودجنگل را اهلی خود کرد!؟xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 علی صادقی پر ی...

    ادامه مطلب
  • یاد تو ...

  • نیلوبلاگ

    xa0xa0xa0کوچه ها یاد تو را ...برگ ها شعر مرا...و در این فصل ،در اين جلوه اندوه زمينو در اين لحظه یِ بدخيم ،در اين شعله یِ عصيانِ نيازمن تو را ، ياد تو را مي خوانم ــ شعراي سر آغاز همه خوبي هاسخت دلتنگ تو املحظه اي ... نه...، زياد است،دمي با من باشu200bxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 علی صادقی پریxa0u200bپ.ن :xa0u200bxa0 u200bu200b...

    ادامه مطلب
  • تو پیامبر من بودی

  • نیلوبلاگ

        تو پیامبر من بودی که نیمه شب پنها...

    ادامه مطلب
  • تو پیامبر من بودی

  • نیلوبلاگ

    xa0 تو پیامبر من بودی که نیمه شبxa0پنهانی به بت خانه قلبم آمدیxa0تمام بت ها را شکستیxa0تبر ات را روی شانه هایم گذاشتی و رفتی حال با من چه خواهد کردxa0ایمانِ دست های توو با خود چه کنم با این بت بزرگ ... ...

    ادامه مطلب
  • تو را دوست داشتم !

  • نیلوبلاگ

    xa0وقتیدر شعری سقوط میکنیقافیه را نبازغزل ها را همیشهاینگونه سروده اند xa0 |ع.صادقی پری| xa0 پی نوشت : شاید فرق بین عشق و دوست داشتن این باشد که دوست داشتن حدی دارد. xa0 ...

    ادامه مطلب
  • نگاه تو ...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 مثل ماهنگاه تو شکوفه میزنددر شب های بی سرانجامیوقتی چشمانت بالهای سپیدش را میگستردبر فراز شهر خاموش،شیروانی ها از پرتو نوری که می تابدتو را میستایند xa0 |برداشتی آزاد از جورج سفریس|...

    ادامه مطلب
  • جای تو واژه ها لبانم را میبوسند

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 جای تو واژه ها مرا میبوسنداما تو تقصیری نداری این روزها شعر لبانم را کبود می کند xa0 #علی_صادقی_پری xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب