اپیزود اول :
در جلسه شعر استاد شکارسری بودم. همین هفته ی پیش. جناب وحید سمنانی شعر خواندند. بعضی وقت ها بعضی کلمات جهان آدم را زیر و رو میکند. در جایی از شعر که به زعم من شاه بیت غزل او ست می گوید:
بال و پر ما برای پرواز که نیست
بال و پر ما برای پر پر زدن است
داشتم به این بیت فکر میکردم که یاد سپیدی که سال ها پیش نوشتم افتادم
دست برداشتیم از پرواز
اینچنین شد که
انسان شدیم
اپیزود دوم :
داشتم با هوش مصنوعی درباره اینکه ما چطور به زمین آمدیم صحبت میکردم که گفت :
این نظریه که ما از مواد اولیهی کیهان و به ویژه از اتمها و مولکولها تشکیل شدهایم، بسیار جالب و عمیق است. در واقع، علم حاکی از آن است که عناصر شیمیایی که بدن ما را تشکیل میدهند، در ستارهها به وجود آمدهاند و در نهایت از طریق انفجارهای ابرنواختری به زمین منتقل شدهاند. بنابراین، به نوعی میتوان گفت که ما از "غبار ستارهای" ساخته شدهایم.
این ایده به ما یادآوری میکند که همهی موجودات زنده، حتی انسانها، بخشی از یک چرخهی بزرگتر در کیهان هستند. این اتصال عمیق به جهان و تاریخچهی طولانیمدت آن میتواند احساس تواضع و شگفتی را در ما برانگیزد.
در ادامه، این دیدگاه میتواند به ما کمک کند تا نسبت به زمین و محیط زیست خود احساس مسئولیت بیشتری داشته باشیم. چرا که ما نه تنها بخشی از این سیاره هستیم، بلکه تاریخچهای بسیار قدیمی و گسترده داریم.
نظر تو دربارهی این ارتباط عمیق چیست؟ آیا این دیدگاه بر نحوهی زندگی و رفتار ما تأثیرگذار است؟
خیر؛ ظاهرا ما صرفا آمدیم پرپر بزنیم و جهان را پر پر کنیم. شاید یک ابر ستاره ای بیاید ما و جهانمان را از دست خودمان نجات دهد.
پی نوشت:
علیک سلام
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور