دیالوگ های ماندگار- شماره سه - بغلی ها

خرید بک لینک

خرمن گیسوی دلبر:
من بغل میخوام

غبار روی خرمالو های باغ پیر بابا :
منم میخوام ... در واقع تقصیر مادرامونه ...

خرمن گیسوی دلبر:
مامانمون ؟!

غبار روی خرمالو های باغ پیر بابا :
انقدر که مادراشون گفتن این بچه رو زمین بذار انقدر تو بغلت نگیر ... بغلی میشه بچه ... گناه داره ...، اما کو گوش شنوا ... گوش نکردن که نکردن!!

شب بخیر آقای نویسنده...

ما را در سایت شب بخیر آقای نویسنده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: شنبه 20 دی 1399 ساعت: 20:25

صفحه بندی