
اندوهی که در دهانم قد میکشید
تنهاییِ ژرفی بود
که نه در قلبم ،
روی
شانه هایم سنگینی میکرد
ای کاش آدمی
رازی نداشت
و بی واهمه و
آشکارا
عشق می ورزید
شب بخیر آقای نویسنده...
ما را در سایت شب بخیر آقای نویسنده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111