شب بخیر آقای نویسنده

متن مرتبط با «پاییز تنهایی» در سایت شب بخیر آقای نویسنده نوشته شده است

دیالوگ های ماندگار- شماره دو - پاییز

  • نیلوبلاگ

    xa0خرمن گیسوی دلبر: دلتنگم غبار روی خرمالو های باغ پیر بابا : منم دلتنگ روزای بی دغدغه اماما خب دلبر جان رسم آدمیزاد همینه؛همیشه ترجیحش با لحظه ستهر لحظه رو به لحظه ی قبل ترجیح میده و در نهایت سر برمیگر...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ های ماندگار- شماره یک - پاییز

  • نیلوبلاگ

    غبار روی خرمالو های باغ پیربابا: ما زخم های عمیقی بهم زدیم که شاید بیش از اینها برای درمانش باید تلاش کردخرمن گیسوی دلبر: اما خوب میشه ! مگه نه ؟!غبار روی خرمالو های باغ پیربابا: خوب میشه، ممکنه ردش هم باقی بمونه اما مهم نیستما رد زخم های زیادی روی دلمون داریم...اصلا ادمیزاده یعنی قاب زخم های کهنه روی دیوار زندگیهیچ چیز غیر از این نیستLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پاییز ...

  • نیلوبلاگ

    شب بخیر آقای نویسنده - پاییز ... پاییز ... چون گفت که پاییز به میخانه میبرد،انگور چیده ز دستان یار را xa0گفتم که جام را پر کن از شراب تا جرعه جرعه اش به آتش کشد مرا #بداهه + l تاريخ : شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ ساعت ن...

    ادامه مطلب
  • پاییز کاش دروغ بود ...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 وقتی که احزان غزل در کوچه ها پیچیدپاییز ناز خویش را در برگ ها میریختتنها جوان عاشق این کوچه ما بودیمافسوس بخت خویش را در رنج ما میدید#علی_صادقی_پری xa0 xa0 |پاییز میخزید در رگهای شهر / من اما ... |...

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 همین ساحلی که برای توامن و خیال انگیز استمیزبانِ خودکشیِ دست جمعی نهنگ هاستدرست مثل همین پاییز برای توو همین پاییز برای من xa0 |مهر از دهانت که افتاد، کوچه به خزان نشست| xa0...

    ادامه مطلب
  • پاییز آمده بود

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 درختان ایستاده بودندو کوچه به گرمی تابستان را بدرقه می کردپاییز اما پیش تر آمده بود xa0...

    ادامه مطلب